۱. اندیشه : فروش در ذهن شماست

طرز فکر شما که رویکرد فروش شما را شکل می‌دهد، بیشتر از هر بخش فرایند فروش تعیین کننده‌ی پیامد فروش است. چهارچوب ذهنی طرز فکر دوست ها ه، متبسم، مشتاق، با اعتماد، مثبت، خوداتکا، مهربان آماده بدون تشویش تمام در ذهن شماست که به جیب شما ختم می‌شود.


فروشگاه

فروشگاه اینترنتی,راه اندازی فروشگاه اینترنتی,فروشگاه ساز

اقطعا لا بارها با این اندیشه ات وارد مکالمات فروش شده‌اید که «این قرار ملاقات بهتر نیست، این فروش اقطعا لا صورت نمی‌گیرد.» یا حالت برعکـس با فکر می‌کنید «او مشتری بالقوه‌ی بهتر است. آنان به کالای من نیاز دارند. کالای مرا رفیق دارند و مرا رفیق دارند. در این حالت قطعا فروش روی می‌دهد.»

اندیشه در مورد ‌ی آنچه می‌خواهید، به خودباوری شما بستگی دارد خودباوری شما بر مبنای آمادگی شماست. داشتن آمادگی کامل بر طبق خواسته‌های مشتریان نوعی اطمینان به خود ایجاد می‌کند.
اقدام:

پیش از قرار ملاقات بعدی خود بنویسید که چه چیز بهتر ی روی می أهد، چه انتظاری دارید که پیامد مثبت وجود داشته باشد در انتها مکالمه بنویسید که چه کاری می‌توانستید جهت خوبتر کردن آن انجام دهید.
۲. باور: سیستم اعتقادی سه بخشی ایجاد بکنید که نفوذناپذیر باشد

خودتان، محصول کمپانی فعال در آن را باور داشته باشید وگرنه فروش نخواهید کرد. سیستم اعتقادی شما تعیین کننده‌ی سرنوشت شماست؛ نه تنها در فرایند فروش، بلکه در حرفه شما.

اکثرا ٌ شنیده‌اید که نخستین چیزی که به فروش می‌رود، فروشنده است این که مشتری شما را پیش از خدمت، محصول مجموعه شما می‌خرد. جهت اینکه چنین مسئله‌ای روی دهد باید خودتان را باور داشته باشید. این خودباوری در شور هیجان زمان عرضه، زمانی که در تلاش برای انتقال پیام خود، متعهد کردن مشتری وادار کردن او جهت خرید از خود هستید، آشکار خواهد شد. این خودباوری در اشتیاق اعتمادبه‌نفس شما نمایان خواهد شد.
اقدام:

۳ پرسش را با چرا بنویسید. چرا مجموعه م را باور دارم؟ جهت چه محصول خدماتم را باورد دارم؟ چرا خودم را باور دارم؟

برای اینکه در باورها تخصص پیدا بکنید ، هر بار که مشتری را ملاقات می‌کنید از او بپرسید که چرا شما، محصول و شرکـت شما را باور دارد و در ادامه بپرسید دلیل خریدش از شما چیست؟
۳. تعهد: یک رابطه یا تعهد شخصی را گسترش دهید یا اینکه گفتگوی فروش (خرید) را شروع نکنید

از اصل یادگیری پیشاپیش مصرف بکنید . مشتری بالقوه‌ای که به گفته های شما طرفدار می‌باشد را به چنگ آورید و بگذارید به شما وفادار باقی بماند.

با پرسش کردن آنان را درگیر بکنید . تلاش بکنید در آنان تبسم ایجاد بکنید ، دوستی ایجاد بکنید تا حدودی ارتباط برقرار بکنید اگر همه‌ی این ها میسر است، رابطه ایجاد بکنید . مشتری از همان لحظه‌ای که وارد می‌شود و فرایند فروش را شروع می‌کنید، در مورد شما قضاوت می‌کند. ضرب‌المثل قدیمی می‌گوید: « وقت ی تمام امور مساوی ند، مردم رفیق دارند از دوست ها خرید کنند. زمان ی تمام امور نامساوی ند، باز نیز رفیق دارند از دوست ها خرید کنند».
در یک فضای آرام تعهد ارتباط در بین افراد به صورت دوست ها ه برقرار می‌شود. شما نمی‌توانید معین بکنید که طرف دیگر چطور دوست ها ه رفتار خواهد کرد، اما ۱۰۰ درصد روی خودتان کنترل دارید.

اقدام: در مورد آخرین فروش‌های خود فکر بکنید . بنویسید که چگونه آن فروش‌ها شروع شدند. دوست ها ه بودند؟ وقت شروع جلسه ‌ی فروش، حس راحتی داشتید؟ هر ارتباط تلفنی یا ارتباط فروش را با گفتکوی غیر رسمی ولی معنی‌دار شروع کنید.
۴. کشف: مردم برای نیازهای خود خرید می‌کنند، نه نیازهای شما

نخست نیازهای آنان را پیدا بکنید علت خرید مردم خیلی ارزشمند تر از «نحوه‌ی خرید آنان است». «آنچه قصد فروش دارید» را بر طبق خواسته های خرید مشتریان بشناسید، نه بر طبق نیازهای فروش خود. مردم می‌خواهند بدانند چطور می‌توانند تولید کنند، سود ببرند موفق باشند. نه یک مشت حرف بی اهمیت در مورد ی شما.

بهترین بخش در مورد پیدا کردن «دلایل خرید» مشتریان شما این است که به طور کامل شما را از آنچه رقبایتان برای فروش انجام می‌دهند، مفرق سازد.
۵. پرسش : پرسش ‌های غلط به پاسخ‌های غلط منتهی می‌گردند

پرسش ‌ها قلب فروش به شمار می‌روند. پرسش ‌ها فرایند فروش را به فرایند خرید تبدیل می‌کنند.
سوال ‌ها حقایق انگیزه‌های خرید را روشن می‌کنند.
پرسش ‌هایی را بپرسید که باعث شود مشتری بالقوه در مورد خودش فکر نماید پاسخی همموزیک میل شما بگوید. پرسش های شما می بایست هوشمندانه و مفرق از پرسش ‌های رقبا باشد، زیرا شما (به طرز ناخوشایندی) با رقبایتان قیاس خواهید شد بدتر از همه، مشتریان بالقوه شما خسته و بی‌انگیزه‌تر خواهند شد.
اقدام:

در مکالمه فروش بعدی خود ۱۰ پرسش بزرگ داشته باشید، اطلاعات بیشتری در مورد مشتری بدست آورید و ایده‌های ارزشمند ی را که مشتریان می‌توانند از آن‌ها سود ببرند، کسب بکنید .

اگر این کارها را بکنید، سوال ‌هایتان را بپرسید، گفتگوی ارزشمند ایجاد بکنید و آنان را درگیر بکنید ، در انتها «سفارش» مال شما خواهد بود.

مهارت در سوال کردن را زمانی بهتر بررسی بکنید که مشتری بالقوه می‌گوید « پرسش خیلی عالی بود، قبلا هیچ‌کس این را از من نپرسیده بود».
۶. پذیرش: زمان ی فروشی صورت نمی‌گیرد، ببینید قصور از طرف چه فردی بوده است

اگر مشتریان شما را به خاطر قیمت نپذیرفته اند، این تقصیر از طرف چه کسی است، تگر تلفن شما را جواب نمی‌دهند، تقصیر کیست؟ اگر تصمیم گرفته‌اند از رقیب بخرند، تقصیر کیست؟ شما.
خود را سرزنش نکنید، مسؤلیت آن را بپذیرید و از آن درس بگیرید. به جای سرزنش کردن، چرا فکر کردن را امتحان نمی‌کنید؟ بعد از اندیشه ، نوشتن را؟ در مورد کاری فکر بکنید که می‌توانستید برای چیزی یا فردی که آن را سرزنش می‌کنید انجام دهید. آیا قادر به پیشگیری از آن بودید؟ آیا می‌توانید دفعه بعد، نتیجه‌ای مفرق ایجاد بکنید ؟
۷. سود: جهت ایجاد رابطه بفروشید، نه برای کمیسیون

برای کمک به مشتریان خود بفروشید. به آنان کمک کنید تا بسازند، پیروز شوند، تولید کنند سود ببرند؛ بدین ترتیب شما هم فروش خواهید کرد. کسب درآمد شما را به مشتریان وفاداری می رساند که شما را به دیگران ترجیح داده‌اند و حاضرند به شما تاییدیه هایی به خاطر ارزش بهتر بدهند.

اگر مشتریانی وفادار، ارتباطات ی بهتر مسیری کامل داشته باشید، فروش‌ها می‌توانند قابل پیش‌بینی باشند. ولی اگر مسیر شما خالی یا ناقص باشد و تنها یا دو مشتری خوب در انتها دوره‌ی فروش داشته باشید «قصد شما انجام گرفتن فروش باشد». تضادی بین نیازهای شما نیازهای مشتریان ایجاد می‌گردد. چنانچه مشتریان شما را به عنوان « یک نیازمند به آن» مشاهده کنند، کمی عقب نشینی می‌کنند. حس ریاکاری چیزی است که از سوءاستفاده و دلهره سرچشـم ه می‌گیرد.
اقدام:

به ارقام خود نگاه بکنید و ببینید برای تولید به چه چیزی نیاز دارید. حال برگردید و ۱۰ فروش آخر را بازبینی بکنید .
۸. اثبات: تاییدیه از صدها محصول فروش ارزشمند تر است

این تاییدیه مدرک واقعی از آنچه شما هستید و آنچه انجام می‌دهید، می‌باشد. تاییدیه‌ها می‌توانند یک میلیون بار بهتر از بهترین فروشندگان جهان بر ایرادها غلبه کنند.؛ به برای تاییدیه‌های صوتی فیلـم یی

تاییدیه‌های شواهدی هستند که نشان می‌دهند شما همان فردی که می‌گویید هستید یا نه؛ و این که محصول و خدمات شما به همان شکلی که می‌گویید عمل می‌کند یا نه. تاییدیه های تصویر ی حابین فروش می باشند و اگر به درستی مصرف شوند، نوعی سلاح فروش انبوه به شمار می‌روند.
اقدام:

یک دوربین فیلـم تهیه بکنید (ممکن است از قبل یکی داشته باشید)، به ۵ نفر از بهترین مشتریان خود زنگ بزنید و بگویید رفیق دارید آنان را ملاقات بکنید . در طول ملاقات، از آنان بخواهید جهت چند دقیقه در مورد ‌ی این که شما را انتخاب کرده ‌اند یا جهت چه محصول و خدمات شما را تنخاب کرده اند حرف کنند.